تبلیغات
نسیم جنت - حق و باطل(2)
نسیم جنت
نوشته شده در تاریخ شنبه 16 بهمن 1389 توسط خادم المهدی | نظرات ()


قسمت دوم

عوامل رویارویی كافران و پیامبران


1. وضع معیشتی و اقتصادی :

از عوامل مهم مخالفت متعصبانة گروهی از مردم با پیامبران، اتراف (شادخوارى و تنعّم ‏طلبى) و دنیا‌خواهی آنان بود. این رویارویی تا آن حد دامن می‏گسترد كه همین دنیا خواهان و پول‏پرستان حاضر می‏شدند هر چه را دارند در راه مبارزه با آرمان‌های پیامبران صرف كنند:

 إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِیَصُدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ فَسَیُنْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ یُغْلَبُونَ وَ الَّذِینَ كَفَرُوا إِلی جَهَنَّمَ یُحْشَرُونَ؛(14)

كافران اموالشان را خرج می‏كنند تا مردم را از راه خدا بازدارند. اموالشان را خرج خواهند كرد و حسرت خواهند برد. سپس مغلوب می‏شوند و كافران را در جهنم گرد می‏آورند.

به عكس، لایه‏های پایین‏تر اجتماع، معمولاً دعوت پیامبران را اجابت می‏كردند و از یاوران پایدار آنان می‏شدند.

ریشة جنگ پایدار و همیشگی میان فقر و غنا در همین خصلت است. به همین دلیل بود كه ثروتمندان به پیامبران طعنه می‌زدند كه فقیران را به پشتیبانی و همراهی می‏گیرند.(15)

ثروتمندان همواره در تنعم و لذت بودند و از وضع موجود بهره می‏بردند. پس هرگز خشنود نبودند كه این وضع دگرگون شود و منافع ایشان در خطر افتد. از این گذشته اصولا ثروت طغیان می‌آورد16 اما ففر معمولاً نفس را رام و آرام می‏كند و زمینة پذیرش دعوت حق را فراهمتر می‏سازد. اگر مستكبران و صاحبان زر و زور بگذارند.

2. وضع فرهنگی و فكری

كسانی كه از پیش، آمادگی‌های فكری و فرهنگی یافته‏اند و دانش دین را صادقانه در جان‌های خود راه داده‏اند و زندگی را به غفلت نمی‏گذرانند، برای پذیرش دعوت پیامبران آماده‏ترند. اساساً مقصود پیامبران پیشین نیز همین آماده‌سازی و انذار امت‌ها برای دریافت پیامِ پیامبرانِ پسین بوده است. انسان پدیده‏های اجتماعی را بر پایة برداشت‌ها و داشته‏های ذهنی‏اش تفسیر می‏كند. هر چه ایمان و باور در جان فرد یا گروهی بیشتر ریشه گیرد، آمادگی او یا آنها برای پذیرش دعوت حق بیشتر می‏شود. كسانی كه با اهل كتاب خو گرفته و فروغی از تعالیم منذرانه و مبشرانة پیامبران پیشین را دیده بودند، برای پذیرش دعوت محمد(ص) آماده‏تر بودند. از همین روی مردم یثرب آن گونه پایدار و استوار به وی پیوستند؛ در حالی كه مردم مكه به دلیل خو گرفتن با افكار ثنوی و مشركانه از این آمادگی دور بودند. اما برخی از اهل كتاب، از روی حسادت و لجاجت و ... هرگز حاضر به پذیرش رسول الله(ص) نشدند. و به همین دلیل است كه قرآن، آنان را بیشتر عتاب می‏كند كه چرا حق را نمی‏پذیرند با آنكه حقیقت را دریافته‌اند.(17)

3. حاكمیت پدران و سنت‌های پیشین

پیشینة یك ملت، اگر روشن و مثبت باشد، پشتوانه‏ای قوی و سودمند برای اوست؛ و اگر منفی و تاریك باشد، همچون باری گران بر پشتش سنگینی می‏كند و دست و پایش را برای حركت و تكاپو بر‌می‏بندد. از عوامل مهم انشعاب در جامعة مورد دعوت پیامبران، همین بود كه گروهی زیر بار حاكمیت سنت‌های پدران خود دست و پا بسته بودند و نمی‏توانستند از سلطة آن افكار شوم رهایی یابند. قوم ابراهیم می‏گفتند: پدران خویش را یافتیم كه چنین می كردند.(18) قوم هود می‏گفتند: این جز همان دروغ و نیرنگ پیشینیان نیست و ما عذاب نخواهیم شد.(19) قوم موسی می‏گفتند: آیا آمده‏ای تا ما را از آن آیین كه پدرانمان را بر آن یافته‏ایم، منصرف سازی؟(20) و قوم محمد (ص) می‏گفتند: آن آیین كه پدران خود را به آن معتقد یافته‏ایم، ما را بس است.(21)

در تاریخ قرآن، حضور اشخاص و اشیا بر پایة مبارزة حق و باطل و قرار گرفتن در یكی از این دو جبهه معنا می‌یابد. حق و باطل، هر یك، ضوابط و ویژگی‌های خود را دارد. مهم‌ترین ویژگی حق آن است كه برای فرد و جامعه سودمند باشد و در عین حال، زیانی به فرد و جامعه نرساند. در تاریخی كه قرآن بیان می‌كند، نبرد در میان این دو نیرو و در عرصة ایمان و كفر بروز می‌یابد. همة تلاش‌ها و دعوت‌ها نیز بر همین مدار شكل می‌گیرند. مثلاً در تاریخ نوح، همواره سخن از دعوت، به خدای یگانه است، و همیشه نیز این دعوت با انكار و عناد رویارو می‌شود. این دعوت نهصد و پنجاه سال به درازا می‌انجامد و كافران تا آنجا پیش می‌روند كه نوح را از سنگسار شدن بیم می‌دهند. این تأكید بر ایمان و كفر، البته از آن رو نیست كه قرآن به دیگر چهره‌های خیر و شر بی‌اعتناست، بلكه از این جهت است كه ایمان عصارة همة  خیرها، و كفر عصارة همة شرهاست. پس هرگاه نبرد ایمان و كفر نمایش داده شود، در حقیقت مبارزة بین همة خیرها و همة شرها نمایانده شده است.

از این دیدگاه، رهاورد ایمان، سراسر، پاكی و رشد و بر و بار است كه در «هدایت رب» جلوه می‌یابد:

 إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ یَهْدِیهِمْ رَبُّهُمْ بِإِیمَانِهِمْ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمْ الْأَنْهَارُ فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ؛(22)

آنان را كه ایمان آورده‌اند و كارهای شایسته كرده‌اند پروردگارشان به سبب ایمانشان به بهشت‌هایی پرنعمت كه نهرهای آب در زیر پایشان جاری است، هدایت می‌كند.

اما كفر، سراسر، هیچ و پوچ و حسرت و بی بر و باری است:

وَالَّذِینَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِیعَةٍ یَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً حَتَّی إِذَا جَاءَهُ لَمْ یَجِدْهُ شَیْئًا حَتَّی إِذَا جَاءَهُ لَمْ یَجِدْهُ شَیْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِیعُ الْحِسَابِ؛(23)

 اعمال كافران چون سرابی است در بیابانی كه تشنه آبش پندارد و چون بدان نزدیك شود هیچ نیابد و خدا را نزد خود یابد كه جزای او را به تمام بدهد. و خدا زود به حساب‌ها می‌رسد.

و در منظری دیگر:              

 مَثَلُ الَّذِینَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّیحُ فِی یَوْمٍ عَاصِفٍ لَا یَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا عَلَی شَیٍْ ذَلِكَ هُوَ الضَّلَالُ الْبَعِیدُ؛(24)

 مثل اعمال كسانی كه به خدا كافر شده‌اند چون خاكستری است كه در روزی توفانی بادی سخت بر آن بوزد. توان نگه داشتن آنچه را كه به دست آورده‌اند ندارند. این است گمراهی بی‌انتها.

این مبارزة مستمر میان ایمان كفر، گر چه در ظاهر غبار برمی‌انگیزد و فریاد نبرد می‌پراكند، در حقیقت تصفیه‌گاهی است تا بدی‌ها و ناپاكی‌ها از چهرة جهان زدوده شوند و زیبایی و پاكی‌ها جلوه كنند. این حكایت، درست همانند مَثَل تنگنا و درد زایمان است كه گر چه خود بحرانی سخت است، رهاوردی مبارك و شیرین دارد: زایش یك مولود جدید!

تكرار تاریخ؛ آری یا خیر؟

برخی، تاریخ را تكرار ناپذیر می‌دانند و عقیده دارند: زمان و مكان، مخصوص آن برهه از تاریخ بوده و تمام شده است و هر موعد و میعادی اقتضای خاص خود را دارد.

این سخن باطل است. نوع زندگی و نیازهای فطری و غریزی او تغییری نكرده است. انسان‌ها همان انسان‌ها هستند، با همان عقل و همان فطرت و همان خدا و همان حواس. البته شاید حجم عوض شده باشد كه به معنای غیر قابل تكرار بودن نیست. ده گرم مواد منفجره به اندازة ده گرم تخریب دارد و یك تُن به اندازه یك تُن. انفجار، انفجار است. ما در تاریخ به دنبال این نیستیم كه دقیقاً بگوییم همان اندازه كه آن هنگام اتفاق افتاده، امروز نیز اتفاق می‌افتد؛ بلكه می‌گوییم آن زمان به اندازة خودش، امروز نیز به اندازة متناسب. ما می‌توانیم از سه هزار سال پیش پند اخلاقی بگیریم. انسان‌های سه هزار سال پیش نیز امیال فعلی ما را داشتند. این میل را می‌توانستند در چارچوب خطی كه خداوند داده به كار برند؛ از زنا ، لواط ، دزدی ، دروغ و... بپرهیزند تا زندگی  سالمی داشته باشند. امروز نیز همان است. اینكه می‌گویند تاریخ قابل تكرار نیست، دقت نكرده‌اند كه چه چیز اصولی تغییر یافته است كه قابل تكرار نیست. هیچ چیز دگرگون نشده و تنها گمان كرده‌اند كه تغییر یافته است.

 

کاری از گروه تحقیقات جنبش مصاف

 

پی‌نوشت‌ها

1. نهج البلاغه، نامه 31.

2. نحل، آیه 44؛ حجر، آیه 9.

3. در این زمینه ر.ك: تفاسیر ذیل آیه 2، سوره یوسف.

4. فصلت، آیات 13 ـ 16.

5. بحوث فی قصص القرآن، ص15.

6. نهج البلاغه، نامه 31.

7. برای نمونه، ر.ك: من لایحضر الفقیه، ج2، ص604.

8. نقل از: مبانی هنری قصه‌های قرآن، ص43.

9. بقره، آیه 257.

10. اعراف، آیه 128

11. بقره، آیه 213.

12. هود، آیه 118.

13. فرقان، آیه 31؛ و نیز ر.ك: انعام، آیه 112.

14. انفال، آیه 36.

15. هود، آیه27؛ شعرا، آیه 111.

16. علق، آیه 6 و7.

17. آل عمران، آیات 70 ، 71  و 99.

18. شعرا، آیه 74.

19. شعرا، آیه 137 و 138.

20. یونس، آیه 78.

21. مائده، آیه 104.

22. یونس، آیه 9.

23. نور، آیه 39.

24. ابراهیم، آیه 18.


برچسب ها: یهود شناسی، حق و باطل، حق، عوامل رویارویی کافران و پیامبر،
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : 17526 نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :















تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

ابزار وبمستر

عکس

دانلود

قالب وبلاگ