تبلیغات
نسیم جنت - حق و باطل (1)
نسیم جنت
نوشته شده در تاریخ شنبه 16 بهمن 1389 توسط خادم المهدی | نظرات ()


 قسمت اول

لزوم مطالعه تاریخ

 آنچه در این سلسله مقالات خواهید خواند  بررسی  جریان حق و باطل از ابتدای خلقت تا صدر اسلام است. این مقالات برگرفته از کتاب " تبار انحراف"  است که در مواردی توسط  اساتید مجرب جنبش مصاف مطالبی نیز به آن افزوده گشته است  لذا از خوانند گان عزیز تقاضا می شود تمامی قسمت ها را با دقت مطالعه فرمایند.


این مقاله مقدمه ای است در باره لزوم بررسی دو جریان حق و باطل ، مقالات بعدی بدین گونه نخواهد بود، بلکه به صورت مصداقی و در عین مراعات چهارچوب های فکری قرآن به سر تیتر ها و نقاط عطف تاریخ از ابتدای آفرینش به بعد خواهد پرداخت...

ای فرزند عزیزم، هر چند من عمری به درازای تاریخ ندارم، اما در كار و كردار نسل‌های پیشین نیك نگریسته‌ام، در اخبارشان اندیشیده‌ام، در میان آثار به جای مانده‌شان گردیده‌ام، آنچنان كه خود یكی از آنان شده‌ام. حتی چون سرگذشت گذشتگان به من انجامیده است، گویی با نخستین تا واپسین فردشان زیسته‌ام.(1)

تاریخ پژوهی

نگاه به گذشته‌های دور، نه تنها واپس نگری نیست، بلكه استوار كردن قدم در جایگاهی است كه آنچه را در پیش روی است و آینده نام دارد، از آنجا روشن‌تر و بهتر می‌توان دید. گذشته از این، آنچه تاریخ‌ پژوهان اسلام را بر آن داشته تا به گذشته‌های دور خویش، عمیق بنگرند، می‌توان در این دلایل خلاصه ساخت:

1. تأكید قرآن

از میان كتاب‌های آسمانی، قرآن از جهت بیان تاریخ، رهاوردی بزرگ و بی مثال دارد. اصرار قرآن بر بیان مطالب تاریخی، آن هم به حجم یك سوم از  آیات (2211 آیه) هر خواننده‌ای را به وجد و شگفتی وامی‌دارد. انسان از خود می‌پرسد: مگر این تاریخ چه اهمیتی دارد و چه می‌كند كه پروردگار هستی در آخرین پیام به آفریدة خود، این چنین حال گذشتگانمان را بیان می‌كند و به تأمل فرا می‌خواند.

علت فراوانی آیات تاریخی در قرآن، تنها بیان قصه و داستان نبوده است. قرآن كتاب ذكر است(2) و از حكیم یكتا صادر شده است.

2. عبرت از پیشینیان و رهایی از غفلت

 هدف اصلی قرآن از نقل داستان‌های تاریخی، عبور دادن انسان از گذرگاه‌های تاریك و ترسناك و رساندن او به سرزمین روشنایی‌ها و هدایت است. با خواندن داستان‌های قرآن و عبرت‌آموزی از آنها و سرگذشت پیشینیان، پرده‌های غفلت را از مقابل چشمانمان خواهیم درید.(3)

نقل است كه  پیام‌آور اسلام، سورة فصّلت را برای یكی از سركردگان فساد تلاوت می‌كرد تا به این آیات رسید:

 فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنذَرْتُكُمْ صَاعِقَةً مِثْلَ صَاعِقَةِ عَادٍ وَثَمُودَ. إِذْ جَاءَتْهُمْ الرُّسُلُ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ قَالُوا لَوْ شَاءَ رَبُّنَا لَأَنزَلَ مَلَائِكَةً فَإِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ. فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَكَانُوا بِآیَاتِنَا یَجْحَدُونَ. فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا صَرْصَرًا فِی أَیَّامٍ نَحِسَاتٍ لِنُذِیقَهُمْ عَذَابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَخْزَی وَهُمْ لَا یُنْصَرُونَ؛(4)

 پس اگر اعراض كردند، بگو: شما را از صاعقه‌ای همانند صاعقه‌ای كه بر عاد و ثمود فرود آمد می‌ترسانم. آنگاه كه رسولان پیش و بعد آنها نزدشان آمدند و گفتند كه جز خدای یكتا را مپرستید، گفتند: اگر پروردگار ما می‌خواست فرشتگان را از آسمان نازل می‌كرد. ما به آنچه شما بدان مبعوث شده‌اید ایمان نمی‌آوریم. اما قوم عاد، به ناحق در روی زمین گردنكشی كردند و گفتند: چه كسی از ما نیرومندتر است؟ آیا نمی‌دیدند خدایی كه آنها را آفریده است، از آنها نیرومندتر است كه آیات ما را انكار می‌كردند؟ ما نیز بادی سخت و غرّان در روزهای شوم بر سرشان فرستادیم تا در دنیا عذاب خواری را به آنها بچشانیم. و عذاب آخرت خواركننده‌تر است و كسی به یاریشان برنخیزد.

 آنگاه كه این بخش بر آن مفسد تلاوت شد، لرزش شدیدی سراپایش را فرا گرفت و با پریشانی و خودباختگی، پیامبر را سوگند داد كه از تلاوت آیات باز ایستد. سپس با حالی دگرگون نزد قوم خود بازگشت؛ چنان كه دیگر آثار عناد و استكبار در چهره‌اش نبود.5

3.  شناخت راه‌های پیشِ رو

قرآن كتاب ذكر است؛ از این روی، تاریخ را نیز بیان كرده تا از آن پند و اندرز بگیریم. امیر مؤمنان(ع) به امام حسن(ع) فرمود:

أَیْ بُنَیَّ إِنِّی وَ إِنْ لَمْ أَكُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ كَانَ قَبْلِی فَقَدْ نَظَرْتُ فِی أَعْمَالِهِمْ وَ فَكَّرْتُ فِی أَخْبَارِهِمْ وَ سِرْتُ فِی آثَارِهِمْ حَتَّی عُدْتُ كَأَحَدِهِمْ بَلْ كَأَنِّی بِمَا انْتَهَی إِلَیَّ مِنْ أُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرْتُ مَعَ أَوَّلِهِمْ إِلَی آخِرِهِمْ؛(6)

ای فرزند عزیزم، هر چند من عمری به درازای تاریخ ندارم، اما در كار و كردار نسل‌های پیشین نیك نگریسته‌ام، در اخبارشان اندیشیده‌ام، در میان آثار به جای مانده‌شان گردیده‌ام، آنچنان كه خود یكی از آنان شده‌ام. حتی چون سرگذشت گذشتگان به من انجامیده است، گویی با نخستین تا واپسین فردشان زیسته‌ام.

4. شناخت دقیق عللِ پدیده‌های امروز

ما ناگزیر از تعامل با جهان امروز هستیم. جهان موجود، معلول جهان گذشته است. اگر دریابیم كه چرا جهان امروز این‌گونه شد، می‌توانیم بفهمیم كه تغییر ممكن است یا نه، و اگر تغییر ممكن است، چگونه. ولی اگر چرایی وضعیت موجود را نفهمیدیم، مانند پزشكی هستیم كه بیماری را نشناخته‌ایم و داروی دیگری به او می‌دهیم. اینكه می‌بینید عالمان الاهی معمولاً در طول تاریخ،نسخه‌های درست ارائه داده‌اند، به این دلیل است كه بیمارشان را به درستی شناخته‌اند.

آن هنگام كه امیر مؤمنان(ع) صبر و بردباری پیشه می‌كند، یا آن هنگام كه دست به شمشیر می‌برد، در هر دو وضعیت دقیقاً بیمار را شناخته است و نسخة دقیق را به كار می‌برد. یا آن هنگام كه علی ابن ابی‌طالب (ع) بر جنگ با معاویه اصرار می‌ورزد، اما پس از شش ماه، امام حسن(ع) طی نامه‌ای به معاویه همة قضیه را پایان می‌دهد و به مدینه بازمی‌گردد، هر دو امام  بیمار را می‌شناسند و بر مسیر حوادث حركت می‌كنند.

به تاریخ دو گونه می‌توان نگریست: 1. نگرش مقطعی؛ در این نوع نگرش، تاریخ را حوادثِ تكه تكه می‌بینیم كه هر مقطعی دارای عبرت‌آموزی خاصی است؛ 2. نگرش با رابطة علی و معلولی؛ در این نوع نگرش، تاریخ را زنجیر به هم پیوسته و یك خط می‌پنداریم و حوادث هر دوره‌ای را معلول حوادث دورة پیش می‌دانیم. اگر بپذیریم تاریخ یك زنجیره است و وضعیت امروز ما، معلول زنجیرة پیشین است، برای اینكه به وظیفة خود پی ببریم، باید آن زنجیره را بشناسیم تا راهكار برخورد با این معلول را بیابیم. در این صورت، تاریخ یك ضرورت می‌شود و شناخت وضعیت موجود، تنها با شناخت رویدادهای گذشته به دست می‌آید.

در بحث تاریخ تسلسلی كه مد نظر ماست، وقتی تاریخ را خواندید متوجه می‌شوید كه یهود، از چه تاریخی سرمایه‌گذاری كرده و در نقاط مختلف حضور یافته و همچنان جلو آمده تا امروز كه می‌بینیم در نقطة خاصی جمع شده است. این سیر زنجیرة تاریخ، موضوع خارجی را به شما نشان می‌دهد. این تنها یك تئوری ذهنی نیست. در تاریخ، در خارج علت را می‌یابیم و می‌بینیم كه امروز باید با آن چگونه مبارزه كرد. در سیر تاریخ روی زنجیرة آن می‌رویم و امتداد زنجیره تا این زمان را می‌یابیم و می‌فهمیم كه این زنجیره از كجا شكل گرفته و در برابر ما تجمع یافته است.

  مراد از  "السلام علیك یا وارث آدم صفوه الله؛7 " ( سلام بر تو كه وارث آدم هستی. ) که در زیارات آمده چیست؟

اگر بگویید منظور این است كه معصومان(ع) علم آدم(ع) را ارث برده‌اند كه امامان معصوم علمشان بیشتر از آدم(ع) است. اگر بگویید اموال حضرت آدم(ع) را ارث برده كه این درست نیست. می‌توان گفت منظور این است كه برنامه‌ای كه آدم(ع) اجرا می‌كرد، از طریق پیامبران بعدی، به امام علی بن ابی‌طالب(ع) و امامان پس از او، ارث رسیده است. بنابراین هر پیامبر سر سفرة كار پیامبر پیشین نشسته است‌ و طاغوتی هم كه با پیامبران مقابله می‌كرد، سر سفرة طاغوت پیشین نشسته بود و همین طور تا كنون ادامه دارد. پیامبران در مسیر خویش در پی اجرای برنامه‌های الاهی بوده‌اند، شیطان و طاغوت در مبارزه با مسیر حق، آسوده ننشسته‌اند و همواره در خنثا كردن تلاش پیامبران  تكاپو می‌كردند. این همان رویارویی حق و باطل در تاریخ است كه همواره رو به گسترش است و زنجیره‌وار در تاریخ ادامه می‌یابد. پس تاریخ یك زنجیره است.

در بررسی تاریخی كه در قرآن كریم نقل شده است، چند كار بایسته است: 1. یافتن تكرارها؛ 2. یافتن ارتباط این تكرارها با هم؛ 3. یافتن علت تكرارها؛ 4. ترسیم خط تاریخی قرآن. به دلیل گسستگی بیان‌ها و فاصله شدن آیات غیر تاریخی، با تلاوت قرآن نمی‌توان به خط تاریخی قرآن پی برد. ریل‌هایی كه قطار تاریخ روی آن حركت می‌كند، به شكل نامنظم در قرآن چیده شده است. اگر بتوانیم این ریل‌ها را به هم متصل كنیم و قطار تاریخ را از اول روی این ریل‌ها در حركت ببینیم، ایستگاه‌ها، محل فراز و فرودها، ‌محل سقوط و محل بازگشت را خواهیم یافت. آنگاه بهره بردن از این تاریخ آسان‌تر می‌شود.

در تكرار برخی داستان‌های قرآن، علل گوناگونی را برشمرده‌اند. برخی خاورپژوهان و دین‌كاوان، این تكرارها را مخل فصاحت و بلاغت قرآن دانسته و نتیجه گرفته‌اند كه تكرارها، نشان می‌دهد كه محمد[ص] تحت تأثیر حالات نفسانی مختلف خود، كلماتی برانگیخته كه گاه مكرر و گاه نیز ناهمسان‌اند. ابوبكر باقلانی در پاسخ به این شبهه آورده است: آوردن یك قصه با الفاظ گوناگون به گونه‌ای كه معنا و پیام دگرگون نشود، خود، كاری است بس دشوار كه تجلی‌گر فصاحت و بلاغت قرآن است و از صورت‌های تحدّی آن به شمار می‌رود؛ چرا كه ناتوانی بشر را از آوردن چنین تكرار اعجازینی اعلان می‌دارد.(8)

فلسفة تاریخ

ما در تاریخ در پی دو چیز هستیم:

1.      عبرت؛ بنابراین، اینكه تعداد فرزندان آدم(ع) چقدر بوده یا فرزندان ایشان چند بار مریض شدند و قامت آنها چقدر بوده، همانند ما بوده‌اند یا نه؛ چیزهایی نیستند كه عبرت‌پذیر باشند؛

2.      یافتن علل حوادث و شناخت كامل‌تر امروز؛ اگر به دنبال یافتن وضعیت موجود هستیم و اعتقاد داریم كه مسائل در طول تاریخ شكل گرفته تا به امروز رسیده، می‌خواهیم در پی علل شكل‌گیری آن باشیم؛ بنابراین هر چیزی را كه در این شكل‌گیری مؤثر بوده، بررسی می‌كنیم و به چیزهایی كه در این شكل‌گیری مؤثر نبوده است، كاری نداریم.

رویارویی حق و باطل عبرت‌آموز است و خط را برای ما مشخص می‌كند. این رویارویی از نخست تا كنون یك جریان دنباله‌دار بوده است و فرماندهی هنوز در دو طرف باقی است:

اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنْ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ وَالَّذِینَ كَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمْ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنْ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ؛(9)

خدا یاور مؤمنان است. ایشان را از تاریكی‌ها به روشنی می‌برد؛ ولی آنان كه كافر شده‌اند طاغوت یاور آنهاست، كه آنها را از روشنی به تاریكی‌ها می‌كشد. اینان جهنمیان‌اند و همواره در آن خواهند بود.

فرماندهی جبهه حق، خدا و فرماندهی جبهه باطل، طاغوت است. اصل طاغوت شیطان است. شیطان تجربة پیشین را به پیروان خویش منتقل كرده و مسیر را به آنان نشان داده است تا با بهره‌گیری از امكاناتی كه در اختیار دارند، به پیش حركت كنند. خداوند متعال نیز چنین كرده است. در این صورت، می‌توان تاریخ را پیش‌بینی كرد؛ همان گونه كه قرآن آن را برای ما پیش‌بینی كرده است:

 وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ؛(10)

و فرجام نیك از آن پرهیزگاران است.

وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ (انبیا /105)

در زبور از پى آن كتاب (تورات) چنین نوشتیم كه زمین را بندگان شایسته من به میراث مى‏برند (105)

 بنابراین از اول تاریخ هر چه پیش برویم، اوضاع حق بهتر می‌شود. اگر كلان تاریخ را نگاه كنید، همیشه حق را رو به پیشرفت می‌بینید.

رویارویی حق و باطل در تاریخ :

رویارویی حق و باطل از آغاز تاریخ تا كنون آن همواره بوده و خواهد بود. آنگاه كه پیامبران با آیات الهی می‏آمدند، گروهی با آنكه می‌دانستند آنچه پیامبران آورده‏اند حق است، به مخالفت متعصبانه با آنها بر می‏خاستند:

كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْكُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ فَهَدَی اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ اللَّهُ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ؛(11)

مردم یك امت بودند، پس خدا پیامبران بشارت دهنده و ترساننده را فرستاد و بر آنها كتاب بر حق نازل كرد، تا آن كتاب در آنچه مردم اختلاف دارند میانشان حكم كند، ولی جز كسانی كه كتاب بر آنها نازل شده و حجت‌ها آشكار گشته بود، از روی حسدی كه نسبت به هم می‏ورزیدند در آن اختلاف نكردند و خدا مؤمنان را به اراده خود در آن حقیقتی كه اختلاف می‏كردند راه نمود كه خدا هر كس را كه بخواهد به راه راست هدایت می‏كند.

از آیات قرآن چنین برمی‏آید كه این اختلاف و جدایی، قانون و قاعده اجتماع است و اگر نباشد، شگفت‌آور است:

وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً وَ لا یَزالُونَ مُخْتَلِفِینَ؛(12)

و اگر پروردگار تو خواسته بود، همه مردم را یك امت كرده بود، ولی همواره گونه‏گون خواهند بود.

قرآن وجود دشمنان و مخالفان سرسخت برای هر پیامبر را، سنتی طبیعی و تغییرناپذیر می‏داند و می‏فرماید:

وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِینَ وَ كَفی بِرَبِّكَ هادِیاً وَ نَصِیراً؛(13)

این چنین هر پیامبری را از میان مجرمان دشمنی پدید آوردیم و پروردگار تو برای راهنمایی و یاری تو كافی است.




برچسب ها: یهود شناسی، حق و باطل، حق، لزوم مطالعه تاریخ،
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : 17526 نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :















تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

ابزار وبمستر

عکس

دانلود

قالب وبلاگ