تبلیغات
نسیم جنت - اقبال لاهوری
نسیم جنت
نوشته شده در تاریخ شنبه 12 شهریور 1390 توسط خادم المهدی | نظرات ()


اقبال لاهوری و ستیزه جویی با غرب

اقبال لاهوری از اندیشمندان بزرگ مسلمانی است که با فرهنگ مخرب غربی به مقابله برخاست. مسأله غرب ستیزی در نوشته‌ها و سروده‌های اقبال به فراوانی مشاهده می‌شود. بطوری که صرف نظر از نامه‌ها و نوشته‌های وی، حدود دو سوم کلام منظوم اردو و فارسی او به غرب ستیزی ارتباط دارند؛ از این رو غرب ستیزی در اقبال شناسی، موضوع بسیار گسترده و مفصلی است. بزرگترین اثر غرب ستیزی او به فارسی، مثنوی «چه باید کرد ای اقوام شرق» است. اقبال، برخلاف برخی مصلحان، فقط به غرب معاصر نمی‌تازد، بلکه غرب را حتی از عصر افلاطون و ارسطو نقد می‌کند.

ستیزه جویی اقبال با غرب:

شرایط اجتماعی و سیاسی مسلمانان در دورانی که اقبال در آن می‌زیسته، حکایت از تسلط سرمایه‌داران غرب بر ملل مسلمان دارد. چنین شرایطی در شکل‌گیری اندیشه‌های اقبال به خصوص غرب‌ستیزی او مؤثر بوده است. با مطالعه اطلس جغرافیایی کشورهای اسلامی، با رنج درونی اقبال به خوبی آشنا می‌شویم. در آن دوران افغانستان با سربازان مهاجم انگلیس مشغول مبارزه بود. الجزایر و سوریه در اشغال فرانسه، اندونزی در اشغال هلند، قسمت شمال ایران زیر نفوذ روس و قسمت جنوبی آن تحت سلطه انگلیس، کشور عراق اسماً تحت حکومت عثمانی و رسماً در اشغال نیروی انگلیسی بود. و بسیاری از دیگر کشورهای مسلمانان نیز در اشغال استعمارگران بود. اقبال یکی از علت‌های استعمار مسلمانان را، استعمارگری غربیان می‌دانست، و از این رو پیوسته با این اندیشه به مبارزه برمی‌خاست.

اقبال با سفر به اروپا از نزدیک با زندگی و فرهنگ اروپایی آشنا شد. در نظر او فرهنگ غرب با جداسازی و تفکیک دو حوزه زندگی انسان یعنی زندگی مادی و زندگی روحانی، از جنبه روحانی آن چشم بسته و تنها به جنبه مادی آن پرداخته و در دنیاپرستی و مادیات غوطه‌ور شده است. اقبال که با آیین و راه و رسم زندگی اسلامی آشنا بود، راه رسیدن به کمالات را در صفای روح و باطن می‌دانست. او معتقد بود که غربیان با پیشرفت تکنولوژی نه تنها به کمالات انسانی نایل نیامده‌اند بلکه خود و جهان خویش را از لحاظ فرهنگ، اجتماع و سیاست به نابودی و هلاکت کشانده‌اند.

چون ستیزه‌جویی اقبال با غرب در سراسر منظومه‌های وی با تعبیرهای گوناگون آمده و این منظومه‌ها در طول سالیان دراز سروده شده می‌توان گفت که ستیزه جویی با غرب انگیزه قطعی او بوده است. اقبال بر غرب می‌تازد نه بر غرب معاصر بلکه از غرب دو هزار و سیصد سال پیش تا کنون. اقبال غرب معاصر خود را پیش از غرب قدیم به باد انتقاد می‌گیرد و آن را مسبب ویرانی جهان معاصر می‌داند.

برای اینکه بدانیم چرا اقبال چنین به غرب می‌تازد باید به اوضاع و احوال زمانه او مراجعه کنیم. او شاهد اشغال بسیاری از کشورهای اسلامی و جنگ جهانی اول بود. او عناصر خوب فرهنگ غرب را می‌ستود ولی اجزای زشت و زیان‌آور آن تمدن را با لحن شدید مورد حمله قرار می‌داد. وی معتقد است که باید نظام غرب زیر و زبر شود و در عین حال او به مسلمانان توصیه می‌کند که علوم و فنون پیشرفته غربیان را فرا گرفته ولی آداب و سنن اجتماعی فرسوده آنان را تقدیس ننمایند. البته اقبال راه کار عملی درخصوص اینکه شرق عقب مانده چگونه می‌تواند با غرب بستیزد و چگونه اشترانش را از حوض خود براند ارائه نکرده است.

دکتر محمد بقایی (ماکان) (مؤلف مجموعه 24 جلدی بازشناسی افکار و آثار اقبال) در پاسخ به این سؤال که موضع اقبال در برابر غرب چگونه است؟ آیا اقبال غرب را کاملاً رد می‌کند؟ گفت: اقبال غرب را رد نمی‌کند بلکه می‌گوید من هم شرقی هستم و هم غربی مقصودش هم از این حرف این است که از آگاهی‌ها و دانش هر دو جهان استفاده می‌کند. ستیزی که او با غرب دارد از نوعی است که خود اندیشمندان غرب هم با بخش قابل انتقاد مدنیت غرب دارند که آن را برای اخلاق انسانی مضر می‌دانند. و گرنه اقبال دستاوردهای علمی غرب را می‌ستاید و بزرگترین آرزویش برای دنیای شرق این است که مردم شرق از این منظر به مرتبه غرب برسند.

دکتر بقایی در پاسخ به این سؤال که مواضع منفی اقبال نسبت به غرب بیش از مواضع مثبت اوست؟ گفت: او البته غرب را مورد انتقاد قرار می‌دهد به جهت آنکه غرب در جایی قابل نقد کردن است. اقبال از آنجا که موضوعات قابل تمجید غرب را مطرح نمی‌سازد این گونه به نظر می‌رسد که او بیشتر غرب ستیز است. حال آنکه دیدگاه‌های او متوجه زمینه‌های قابل انتقاد فرهنگ و مدنیت غرب است.

نفی سلطه استعمار:

یکی از اصول اساسی در اندیشه و افکار اقبال نفی هرگونه سلطه بر انسان به خصوص انسان مسلمان می‌باشد. اقبال به عنوان یک اندیشمند مسلمان که به مقام جانشینی و خلیفه الهی انسان عقیده دارد، چگونه می‌تواند تسلط استعماری و استبدادی گروهی بر گروه دیگر را تحمل کند. اولین تهاجم اقبال به استعمار انگلیس است. او می‌گوید: «به نام یک مسلمان هر فرد وظیفه دارد بندهای استثمار انگلیس را بگسلد و به سلطه آنها خاتمه دهد.» اقبال از طرح پیشنهادی کمیسیون سلطنتی دولت انگلیس در مورد تقسیم فلسطین بسیار ناراحت می‌شود و در جلسه حزب مسلم لیگ بیانیه‌ای را که خود صادر کرده و علیه دخالت انگلیس در کشورهای اسلامی است قرائت می‌کند: «تصمیمات سرمایه‌داری انگلستان در رابطه با کشورهای اسلامی شرق هرگز تا این حد بر ملا نشده بود که گزارش کمیسیون سلطنتی آن را رسط کند. این فقط یک حیله سیاسی بود که فلسطین را وطن یهود بسازند. امپریالیسم انگلستان خیال داشت در اماکن مقدس مسلمانان جایی برای خود بیابد.

 




برچسب ها: ادبیات، محمد اقبال لاهوری، اقبال لاهوری، اقبال و ستیزه جویی با غرب،
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : 17526 نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :















تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

ابزار وبمستر

عکس

دانلود

قالب وبلاگ